الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

458

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

اعلام باز پس گرفتن اموال غصب شده و رد به صاحبانش مقدمه براى بدست آوردن چيزى بوده كه در زمان خلفاء مورد دعوا و گفتگو بود ، و او براى اين كه فدك را تصرف كند مسأله باز پس گرفتن زمينها و مزارعى كه وسيلهء عثمان بخشيده شده عنوان كرده است . لذا امام با بزرگوارى ، از كنار اين مسأله گذشته و از آن سخنى بميان نياورده است تا برساند كه ائمه براى گرفتن حقوق مردم ، زمامدارى را مىپذيرند نه براى حقوق شخصى ! و طبعا فرزندان فاطمه ( ع ) نيز به اين عمل راضى بوده‌اند . شايد تعبيراتى كه از امام كاظم ( ع ) در اين مورد رسيده اشاره به همين معنى باشد . امام هفتم در پاسخ اين سؤال كه چرا على ( ع ) فدك را تصرف نكرد ؟ مىفرمايد : « لانا اهل البيت لا يأخذ لنا حقوقنا ممن ظلمنا الا هو ( يعنى البارى عز و جل ) و نحن اولياء المؤمنين انما نحكم لهم و نأخذ حقوقهم ممن ظلمهم و لا نأخذ لا نفسنا » : حق ما اهل بيت را از كسانى كه بما ظلم كرده‌اند جز خدا نمىگيرد ، ما اولياى مؤمنان هستيم ، به نفع آنها حكم مىكنيم و حقوق آنها را از كسانى كه به آنان ظلم نموده‌اند مىستانيم و براى خودمان در اين راه تلاش نمىكنيم « 1 » . اين فرموده امام مىرساند كه ائمه و رهبران الهى همواره در آن طريق در حركت و تلاشند كه حقوق مؤمنان است ، اما در مورد حقوق شخصى خود كه ربطى با حقوق مؤمنان ندارد اقدام نمىكنند و مسأله فدك از اين قبيل بوده است . بالاخره مروان فدك را بفرزندش عبد العزيز بخشيد ، و پس از مرگ او به ارث براى فرزندانش باقى ماند كه عمر بن عبد العزيز ( يكى از فرزندانش ) سهميه بقيه وراث را با خريد و بخشش ، يك جا جمع نمود و بفرزندان فاطمه ( ع ) تحويل داد . اما هنگامى كه يزيد بن عبد الملك بقدرت رسيد آن را از اولاد فاطمه

--> ( 1 ) - علل الشرائع باب العلل التي من اجلها ترك على فدكا